شیوه ی درمانی دکتر مهدیه اسدی مقدم در سفر تحولی و درمانهای حضوری

روش درمانی من روشی زیستی روانی اجتماعی است که در سفر تحولی هم به آن اشاره نموده ام.در این روش درمانگر ابتدا با رویکرد زیستی روانی ،اجتماعی،مشکلات مراجع را که ممکن است بر وضعیت روانی و جسمی مراجع تاثیر گذارند بررسی کرده و مورد سوال قرار می دهیم. در این زمینه پرسشنامه مقیاس هولمز وی را در مورد رویدادهای مهم زندگی اجرا کرده و این متغیر ها را در قالب یک طرح درمان کل نگر، منحصر به فرد و ویژه شخصیت مراجع خود جا می دهم و اجرا می کنم. اما طرح را در راستای راهنمای تشخیص و آماری اختلالات روانی (DSM)پیش می برم.

در سه جلسه اول،به عنوان نقشه ای مفهومی نسبت سنجش آمادگی مراجع برای تغییر از نظریه مراحل تغییر استفاده می کنم، او سبک مصاحبه ی انگیزشی را در دستور کار خود قرار میدهم.به این ترتیب می توانم همراهی مراجع با توصیه های درمانی را تخمین بزنم و انتظارات واقع بینانه را دنبال کنم و مداخلات مناسب را برگزینم.
در روش درمانی من مراقبت های اولیه رفتار بسیار مهم بوده لذا من همچون (کامینگز1991)نیاز های بهداشت روان را در مراجعم در چهارچوب خانواده و اجتماع تامین نموده (دانلوس،یوردی،لورو و اسلو 1996) و مانند یک هماهنگ کننده مراقبت از مراجع عمل نموده و با متخصصان دیگر مشورت می نمایم و گاهی در صورت نیاز ارتباط برقرار می کنم حتی ممکن است در برخی موارد از پرستاران ،دستیاران پزشک و داروسازان هم که سابقه بالینی دارندهمکاری بگیرم.بنابراین طول درمان به نیاز های مراجع بستگی دارد.من مراجع را بر مبنای نیازهایش می بینم.آنها به او دسته فوریتی و یا مادام العمر تقسیم شده اند و هدفم این است که از لحاظ روانی و جسمی و ارجتماعی و معنوی درمان گردند. سبک زندگی وضعیت اقتصادی و معیشتی آنها هم در درمانشان تاثیر دارد لذا اهداف آنها را برای زندگی در خانواده ،اجتماع می پرسم اهداف آنها برای جامعه ،کمک به اجتماع جهت(کاهش ناهمخوانی های بهداشتی،بهبود برونداد های بهداشتی ،کاهش مراقبت های غیر ضروری و افزایش همکاری تامین کنندگان مراقبت های بهداشتی است)(بولا و کریستنس 1997)
در این میان از جعبه ابزار خود شامل مداخلات ذهنی-بدنی است استفاده کرده و ابزار مناسب را انتخاب می نمایم.(مدیریت استرس-مدیریت خود و حمایت اجتماعی).اما مهم تر این که مداخلاتم با این هدف اجرا می شوند که مراجع می بایستی در ابتدا خویشتن خویش را شناخته،باور کرده و به قدرت واقعی خود پی ببرد و بتواند به عنوان یک انسان خود درمانگر،پزشک درون خودرا فعال نماید.
اولین و مهمترین مدیریت در درمان مدیریت استرس است که شامل (محیط آرام-یک ابزار ذهنی یا نقطه تمرکز)،مثل تکرار یک عبارت که روی شیء خاصی متمرکز است و توجه به دم و بازدم.
نگرش و حالت منفعلانه،مثل نگران نبودن با بت هرگونه پرت شدن حواس یا محرک های بیرونی-اتخاذ حالتی.راحت طوری که فرد بتواند آرام شود ولی نه آنقدر که خوابش برود.
بنابراین روش درمانی تنفس آرام و صحیح-شیوه های مراقبه و آرامش کل بدن حالت های آرامیدگی کامل بدن و عضلات پرورش حالت های فکری جدید آشناشدن با خود آگاه و ناخودآگاه – حالت های بدن دردمند- استفاده از ذکر و یوگا و ماساژ و فشار درمانی و حتی علومی از طب سوزنی می تواند به عنوان درمان استفاده شود.
تصاویر ذهنی-تجسم حالات مختلف شخص می تواند روشهایی خلاقانه در درمان ایجاد نماید.ارتقای سلامتی و مدیریت و حمایت اجتماعی از برنامه های درست و اصیل ارتقای سلامتی است در صورت لزوم با پیگیری برخی از حالات و ناهنجاری های اخلاقی و اجتماعی می تواند مانع ورود فرد به بیماری های حاد روانی گردد.ارتقای سلامت جسم تعامل با آدم های مثبت و گروه های درمانی با هدف ویژه در کارگاه هایی که با هدف شناخت – بالا بردن مهارت و آگاهی رسانی جمعی تدارک دیده شده اند می توانند سرعت بیماران را به شدت در روند بهبودی خود افزایش دهد و حس اعتماد به نفس و اراده و سخت کوشی آنها را تقویت نماید.
در سفر تحولی خود سعی نموده ام تمامی پارامتر های بالا را با صبر و حوصله فراوان استخراج نموده و بدون شتاب زندگی و عجله و چشم نداشتن به مباحث مادی در مدت زمان یکسال با همسفران و علاقمندان و تغییر و تحول اجرا نمایم.